نمایی از چهره علمی شهید آیت الله مدّرس
251 بازدید
تاریخ ارائه : 12/11/2014 10:24:00 AM
موضوع: رجال و تراجم

نمایی ازچهره علمی شهید آیت الله مدّرس

سید مهدی میر مسیب

با توجه به اینکه جایگاه علمی شهید آیت‌الله سید حسن مدّرس، تحت‌الشعاع شخصیت سیاسی، اجتماعی وی قرار گرفته و بُعد مهم و برجسته علمی این دانشمند مجاهد، مهجور و مغفول مانده است لذا به بهانه 26 آذر ماه سال‌گشت شهادت این شهید بزرگوار در صدد معرفی شخصیت علمی این دانشمند مبارز برآمده و به گوشه‌هایی از جنبه‌های تربیتی وی نیز اشاره خواهد شد

درآمد

سید حسن (مدّرس) در شش سالگی علم آموزی را نزد جدش سید عبدالباقی قمشه‌ای که بیشترین نقش را در تحصیل و علم آموزی وی داشته و او را در مسیر علم و تقوا هدایت كرده، آغاز نمود. سید عبدالباقی در وصیتی، سید حسن را به ادامه تحصیل علوم دینی، تشویق و سفارش نمود.در سال 1298 قمری كه سید عبدالباقی‌ دارفانی را وداع گفت، سید حسن چهارده ساله به منظورادامه تحصیل علوم دینی رهسپار اصفهان گردید و سیزده سال در حوزه علمیه این شهر محضر بیش از سی استاد را درك كرد. ادبیات عرب، منطق، فلسفه عرفان، کلام و دیگر علوم رایج در معقول و منقول را نزد اساتیدی چون شیخ مرتضی ریزی، میرزا عبدالعلی هرندی، ملا محمد کاشی، جهانگیرخان قشقایی و... آموخت سپس جهت ادامه تحصیل(سال 1311 قمری) به نجف اشرف عزیمت نمود و خدمت اساتیدی چون ملامحمد کاظم خراسانی و سید کاظم یزدی ادامه تحصیل داد تا به درجات عالی علمی رسید به گونه‌ای که از نظر برخی از اساتیدش وی از همه همدرسی‌هایش جلوتر بود. لذا برخی از مراجع بزرگ تقلید هم هنگام معرفی افراد حائز شرایط انتخاب شدن به مجلس شورای ملی، وی را در ردیف بزرگترین علمای آن زمان قرار دادند. (دکتر سید علیرضا ابطحی فروشان، مجموعه مقالات همایش بزرگداشت شهید مدرس، ص21، شخصیت علمی شهید مدرس).

مدَرس و تدریس

مدّرس پس از گذشت هفت سال از عراق به ایران بازگشت و در اصفهان همزمان با تدریس فقه و اصول، به درس اخلاق بر پایه نهج‌البلاغه، مشغول شد. مدّرس در باره تدریس خود گوید: «بعد از مراجعت از عتبات در اصفهان فقط امورات اجتماعی، مباحثه و تدریس را اختیار کردم تا زمان انقلاب استبداد مشروطه... که به تهران آمدم» (کیومرث پارسای، مدرس، تاریخ و سیاست، مجموعه مقالات سمینار مدرس و تحولات سیاسی تاریخ معاصر ایران، ص49.).[3]

شارح و مدرس بزرگ نهج‌البلاغه میرزا علی آقا شیرازی، در باره تدریس نهج‌البلاغه شهید مدّرس چنین گوید: «یک روز به درس ایشان رفتم چنان حاضرالذهن بود که عبارات نهج‌البلاغه را از حفظ می‌خواند و از کتب بزرگان شعر و ادب و ادبیات عرب ضرب‌المثل‌ها می‌آورد». ظاهرا از این زمان بود که شهرت آقا سید حسن قمشه‌ای به «مدّرس» تغییر یافت چنانچه مرحوم آخوند خراسانی در نامه‌اش به مجلس شورای ملی او را در کنار علمای بزرگ دیگر به «آقا سید حسن مدّرس قمشه‌ای» خطاب و معرفی می‌کند. (دکتر سید علیرضا ابطحی فروشان، همان، ص26.)

تدریس مدّرس در مدارس علمیه تهران علی رغم اشتغال به امر نمایندگی مجلس و مسائل سیاسی کاملا متوقف نشد و از آنجایی که تولیت مدرسه سپهسالار را به عهده داشت، تدریس فقه و اصول را در این مدرسه ادامه می‌داد چنانچه خود ذکر می‌کند «مشغول تدریس فقه و اصول شدم به ترتیبی که فعلا هم در مدرسه سپهسالار مشغولم». ادامه درس و بحث و تدریس در خواف پس از تبعید نیز از جمله نکات زندگی شهید مدّرس است.» (همان،ص27،)

مدَرس و احترام به علم

شهید مدّرس در سال 1304 به تولیت مدرسه سپهسالار انتخاب شد. او در اداره مدرسه، مقررات و نظم شدیدی به کار برد و برای اولین بار طرح امتحان طلاب را به اجرا گذاشت و برای پذیرش دانشجو هم امتحان ورودی وضع کرد و در امر تحصیل ایشان، سخت‌گیر بود. اگر یکی از آنها ساعتی غیبت می‌کرد دستور می‌داد به همان میزان از حقوقش کم شود. انتخاباب تعیین نمایندگان مجلس شورای ملی که مدرس هم یکی از کاندیداهای آن بود، نزدیک شد. یکی از طلاب برای انتخاب مدرس به فعالیت فراوان انتخاباتی پرداخت، به همین علت چند ساعتی از کلاس درس عقب ماند. مدرس طبق معمول دستور داد که در آن ماه از حقوق آن فرد به همان نسبت غیبت، کسر شود. طلبه مذکور با ناراحتی نزد مدرس رفت وگفت: استاد، علت غیبت و یا دیر آمدن‌های من این بود که مشغول تبلیغات انتخاباتی برای شما بودم چرا دستور دادید از حقوقم کم کنند؟! مدّرس پاسخ داد: آن امری جداگانه و کاری اجتماعی است ولی چون از مدرسه غیبت کرده‌ای باید طبق مقررات، حقوقت کسر شود. (مسعود نوری، حکایت‌هایی از زبان سرخ، ص133، انضباط مدرس).

همچنین روزی یکی از دوستان شهید مدّرس، طلبه‌ای را نزد وی آورد تا جهت تحصیل در مدرسه سپهسالار حجره‌ای به او بدهد؛ لذا ضمن معرفی آن طلبه به آیت‌الله مدّرس گفت: ایشان از آقازاده‌های شیراز است، اجازه بفرمایید حجره‌ای به او بدهند. مدّرس نگاهی به قیافه آن طلبه انداخت و گفت: این آقازاده، طلبه نمی‌شود، بی‌خود حجره را اشغال نکنید. شیخ به مدّرس می‌گوید: شما از کجا می‌دانید؛ او که پدرش هم مجتهد است طلبه نمی‌شود؟! مدّرس در پاسخ می‌گوید: قبای ایشان دگمه قیطانی دارد و وقتش فقط صرف باز و بسته کردن دگمه‌های آن می‌شود و وقتی برای درس خواندن ندارد. (همان،ص143، آقازاده شیرازی).

مدَرس و احترام به اهل علم

روزی مدّرس مشغول تدریس بود که طلبه‌ای وارد شد. سلام کرد و نشست. مدّرس به آن طلبه بسیار احترام گذاشت و با او تعارف کرد! طلاب حاضر که آن تازه وارد را نمی‌شناختند تعجب کردند؛ و گفتند شاید او از بستگان استاد است که اینقدر مورد احترام قرار گرفت. بعد از درس از مدّرس پرسیدند: این شیخ کیست؟ آیا از بستگان شماست؟ مدّرس گفت: نه. گفتند: پس چرا اینقدر احترامش کردید؟ مدّرس گفت: چون لباس‌هایش با همدیگر تناسب نداشت، قبایش کهنه و عبایش نو بود. طلبه آن است که توجه نداشته باشد که لباسش یکنواخت است یا نه در این‌صورت معلوم می‌شود که حواسش به درسش هست نه چیزی دیگر.» (همان ص139، طلبه درس خوان).

آثار علمی شهید مدَرس

شهید مدّرس با وجود کثرت اشتغالات اجتماعی و سیاسی، هیچگاه از درس و نوشتن باز نماند به گونه‌ای که آثار قلمی بسیاری از وی به یادگار مانده است. برخی از آثار عبارت است از: 1. حاشیه بر کفایه‌الاصول آخوند خراسانی (در علم اصول)؛ 2.رساله در عقود و ایقاعات؛ 3. رساله در شرط متأخر؛ 4. رساله در لزوم و عدم لزوم قبض در موقوفه؛ 5. کتاب حجیت الظن؛ 6.کتاب در بحث استصحاب؛ 7. رساله در شرایط (سهو) الامام و المأموم؛ 8. تقریرات اصول میرزای شیرازی؛ 9. شرحی ساده بر نهج‌البلاغه؛10.کتاب زرد، شرح فعالیت‌های سیاسی (اسامی افرادی که در جریان امضا و اجرای قرارداد 1919 فعال بوده‌اند)؛ 11. خوافنامه(خاطرات خواف، مربوط به ایام تبعید در خواف خراسان؛ 12.یادداشت‌های سیاسی؛ 13. رسائل فقهیه 14. حاشیه بر کتاب النکاح شیخ محمدرضا نجفی مسجد شاهی؛ 15. رساله‌ای در ترتب (علم اصول)؛ 16. رساله فی قضاء الفوائت. 17. رساله فی ضمان الغاصب الفائت؛ 18. حاشیه بر رسائل شیخ مرتضی انصاری؛ 19. اصول تشکیلات عدلیه. (عبدالعلی باقی، مدرس مجاهدی شکست ناپذیر، ص328. و دکتر سید علیرضا ابطحی فروشان، همان، ص30.)