به یاد اربعین حسینی
158 بازدید
تاریخ ارائه : 12/14/2014 10:55:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

 سید مهدی میرمسیب

به یاد کربلا دل‏ها غمین است            دلا خون گریه کن چون اربعین است

اربعین حضرت آباعبدالله‌الحسین(ع)برای شیعیان و پیروان آن بزرگوار یادآور ایثار، فداکاری و از خودگذشتگی آن امام شهید و یاران باوفای اوست و انسان را وادار می‌کند که در زمینة جهات وسیع این قیام خونین بیش از پیش بیندیشد.

خصوصیت و اهمیت اربعین در کلام مقام معظم رهبری مقام معظم رهبری در بارة اهمیت اربعین امام حسین(ع)می‌فرماید: خصوصیت اربعین به خاطر این است که در اربعین حسینی یاد شهادت امام حسین(ع) زنده شد و این چیز بسیار مهمی است. اگر این شهادت عظیم در تاریخ اتفاق می‌افتاد یعنی حسین بن علی(ع) و بقیة شهیدان در کربلا شهید می‌شدند، اما بنی‌امیه موفق می‌شدند همانطور که خود حسین(ع) و یاران عزیزش را از صفحه روزگار برافکندند و جسم پاکشان را زیر خاک پنهان کردند، یاد آنها را هم از خاطره نسل بشر در آن روز و روزهای بعد محو کنند در این صورت آیا این شهادت برای عالم اسلام فایده‌ای می‌داشت؟ یا اگر هم برای آن روز یک اثری می‌گذاشت، آیا این خاطره در تاریخ، برای نسل‌های بعد، برای گرفتاری‌ها و سیاهی‌ها و تاریکی‌ها و یزیدی‌های دوران آیندة تاریخ هم اثری روشنگر و افشا کننده می‌داشت؟ اگر حسین(ع) شهید می‌شد، اما مردم آن روز و مردم نسل‌های بعد نمی‌فهمیدند که حسین(ع)شهید شده، آیا این خاطره چه اثر و چه نقشی می‌توانست در رشد و سازندگی و هدایت و برانگیزانندگی ملت‌ها و اجتماعات و تاریخ بگذارد؟ بله هیچ اثری نداشت. اربعین روزی است که برافراشته شدن پرچم پیام شهادت کربلا در آن روز آغاز شد و روز بازماندگان شهداست. حالا چه در اربعین اول، خانواده امام حسین(ع)به کربلا آمده باشند و چه نیامده باشند. اما اربعین اول، روزی است که برای اولین بار زائران شناخته شدة حسین بن علی(ع) - جابربن عبدالله انصاری و عطیه از اصحاب پیامبرخدا(ص) و از یاران امیرالمومنین(ع)- به کربلا آمدند. جابربن عبدالله- آن‌طور که در نوشته‌ها و اخبار هست- نابینا بود و عطیه دستش را گرفت و روی قبر حسین بن علی(ع) گذاشت و او قبر را لمس کرد و گریه کرد و با حسین بن علی(ع)حرف زد و با آمدن و سخن گفتن خود خاطره حسین بن علی(ع) را زنده کرد و سنت زیارت قبر شهدا را پایه‌گذاری نمود. روز اربعین یک چنین روزمهمی است. اساساً اهمیت اربعین در آن است که در این روز، با تدبیر الهی خاندان پیامبر(ع)، یاد نهضت حسینی برای همیشه جاودانه شد و این کار پایه‌گذاری گردید. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلی، در حوادث گوناگون- از قبیل شهادت حسین بن علی(ع) در عاشورا- به حفظ یاد و آثار شهادت کمر نبندند، نسل‌های بعد، از دستاورد شهادت، استفادة زیادی نخواهند برد. درسی که اربعین به ما می‌دهد این است که باید یاد حقیقت و خاطرة شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت. (پایگاه حفظ نشر وآثار آیت‌الله خامنه‌ای، گزیده‌ای از بیانات (29/ 06/ 68).

اهل‌بیت امام حسین(ع)چه زمانی به کربلا رسیدند؟ اکنون که اهمیت اربعین امام حسین (ع) را دانستیم بجاست که تا حدی با اختلاف نظر برخی از تاریخ نگاران در باره اینکه آیا اهل‌بیت امام حسین (ع) روز بیستم ماه صفر سال 61هجری (اولین اربعین) از کربلا گذشته و در آنجا درنگی داشته اند یا نه نیز آشنا شویم.

اربعین اول: برخی از بزرگان و علمای طراز اول، معتقدند که کاروان اسرای کربلا هنگام مراجعت از شام به مدینه از راه عراق حرکت کرده و روز اربعین همان سال، (چهل روز پس از واقعه عاشورا)، به کربلا رسیدند و پس از زیارت قبر شریف امام حسین(ع) به سمت مدینه حرکت نمودند. شیخ مفید و شیخ طوسی و صاحب کتاب «نزهةالزاهد» (که از کتاب‌های بسیار کهن شیعه است مولف این کتاب که اخیرا توسط رسول جعفریان تصحیح و منتشر گردیده ناشناخته است ص 241.).در باره روز اربعین‌«بیست روز پس از عاشورا» نوشته‌اند‌: «اربعین روزی است که حرم امام حسین(ع) از شام به سوی مدینه مراجعت کردند. همچنین روزی است که جابر بن عبدالله برای زیارت امام ‌حسین(ع) وارد کربلا شد»مسارالشیعه، ص46.). او نخستین کس از مردمان بود که امام حسین(ع)را زیارت کرد».‌ (شیخ طوسی،مصباح‌المتهجد، ص 787.)کفعمی نیز گوید: «در بیستم این ماه (صفر) اهل حرم امام حسین(ع) به مدینه بازگشتند.»(المصباح، ص510). ابوریحان بیرونی معتقد است: «در بیستم (ماه صفر سال61 هجری) سر بریده امام حسین(ع)را جهت دفن به کربلا آوردند.» (الآثارالباقیه، ص329) .شیخ عبدالله شبراوی نیز همین نظر را دارد.(الاتحاف بحب‌الاشراف، ص127، و اما اخوه الحسین(ع).) شیخ بهایی در این باره می‌نویسد: در این روز اهل‌بیت امام حسین(ع)از شام به کربلا آمدند تا از آنجا به مدینه بازگردند(توضیح ‌المقاصد، ص6.). سید محسن امین نیز معتقد است: «اهل‌بیت امام حسین(ع)چنین روزی هنگام بازگشت به مدینه به زیارت قبر امام حسین(ع) آمده‌اند.» (لواعج‌الاشجان، ص185).سید ابن طاووس در «لهوف ص۲۲۵.» تاکید می‌کند که« اهل‌بیت امام حسین (ع) در راه بازگشت به مدینه از ساربان خواستند که آنها را از راه کربلا عبور دهد... پس از آنکه به قتلگاه رسیدند جابر بن عبدالله انصاری و برخی از بنی هاشم را نیز دیده‌اند.» شهید قاضی طباطبایی در جای جای کتابش ادله‌ای آورده است مبنی بر اینکه اهل‌بیت امام حسین(ع) روز بیستم ماه صفر سال 61 هجری به کربلا بازگشتند. حکیم مهدی الهی قمشه‌ایدر این باره نظری متفاوت دارد که می‌تواند پاسخی به شبهات در این باره باشد. ایشان پس از نقل اقوال می‌نویسد: «رفتن اهل‌بیت امام حسین(ع)از کوفه به شام، مصادف با اولین اربعین شهادت امام حسین(ع)بوده و آنها همان زمان به عزاداری بر سر مزار شریف امام(ع)پرداختند نه هنگام رفتن از شام به مدینه، گر چه سایر اقوال هم امکان پذیر است».

قافله عشق شه بی‌معین      شد به سر تربت شاه، اربعین

جابر و خیل غم و آل رسول        کرد به یکبار در آنجا نزول

چشم اسیران دیار دمشق         دید دگر مقتل سلطان عشق

ناله آن غمزدگان بلا      صد شرر افروخت به کرب و بلا. (نغمه حسینی، ص226.)

موافقان این نظر (اربعین اول) معمولاً با بررسی راه‌های مسافت بین عراق و شام و وسایل و شرایط حمل و نقل در آن زمان و نیز بررسی شواهد تاریخی در باب مدت توقف کاروان در کوفه و شام، بر امکان طی این مسیر تا اربعین صحه گذاشته و در جهت اعتبار روایاتی که از بازگشت اهل‌بیت(ع) به کربلا در اربعین سال ۶۱ خبر می‌دهند، استدلال کرده‌اند.

اربعین دوم: نقطه مقابل این نظرات، گروهی هستند که ضمن پذیرش اصل بازگشت کاروان اسرای اهل‌بیت(ع)به کربلا از مسیر شام به مدینه، زمان زیارت قبر امام حسین(ع)از سوی اهل‌بیت(ع) در اربعین اول (20 صفر سال 61 قمری) را بعید دانسته و اربعین دوم یا اربعین سال‌های بعد را مناسب دانسته‌اند. در این میان می‌توان از سید ابن طاووس نام برد که هر دو دیدگاه را بسیار بعید دانسته و می نویسد: «عبیدالله بن زیاد طی نامه‌ای ماجرا را به یزید نوشت و در رابطه با بردن اسرا به شام اجازه خواست و قبل از رسیدن پاسخ، هیچ اقدامی نکرد و این خود دست‌کم بیست روز یا بیشتر وقت لازم دارد از این گذشته نقل کرده‌اند که پس از بردن آنها به شام به مدت یک‌ماه در جایی که وسیله‌ای برای حفاظت خود از گرما و سرما نداشتند اقامت کردند. مقتضای این سخن آن است که افزون بر چهل روز از زمان شهادت سیدالشهدا(ع)تا عراق یا مدینه گذشته است.»(اقبال‌الاعمال، ج۲، ص۵۸۹. چنان‌چه در متن اشاره شد مرحوم سید در لهوف قائل به دیدگاه اول است). علامه مجلسی، (در زاد المعاد،ص ص250، اعمال ماه صفر).محدث نوری در لؤلؤ و مرجان‌، و شیخ عباس قمی در منتهی‌الامال نیز در این مورد تشکیک کرده و معتقدند این زیارت در سال نخست نبوده؛ زیرا در اولین اربعین به دلیل بُعد مسافت، تحقق چنین زیارتی امکان پذیر نبوده است.(منتهی‌الامال، ج2، ص۵۲۴ - ۵۲۵.)

محدث نوری استظهار کرده‌ که از عبارت شیخ مفید و شیخ‌ طوسی‌، فهمیده می‌شود که اربعین‌، روزی است که اسرا از شام به مقصد مدینه ‌خارج شدند، نه آن‌که در آن روز به مدینه رسیدند.(لؤلؤ و مرجان‌، ص 154).

مخالفان، افزون بر بعد مسافت، به دلایل دیگری از جمله نبود گزارش معتبر از این موضوع در منابع کهن تاریخ اسلام نیز استناد کرده‌اند.

نتیجه و تحلیل: اگر نظر حکیم الهی قمشه‌ای که به نظر نکته‌ای ظریف و حکیمانه و شاید پاسخگوترین جواب‌ها باشد پذیرفته شود تمامی این اختلافات حل می‌شود لکن سئوال دیگری پیش می‌آید که اگر اهل‌بیت امام حسین(ع) قبل از رفتن به شام و محفل یزید، به کربلا رفته‌اند پس سر بریده امام حسین(ع)که در مجلس یزید حضور داشته چگونه به بدن مبارک آن حضرت ملحق گردیده است؟ جواب این است که می‌توان بین هر دو قول را اینگونه جمع کرد که ممکن است این بزرگواران هم قبل از رفتن به شام به کربلا رفته‌ باشند که مصادف با اربعین اول بوده و هم پس از بازگشت از شام به مدینه از کربلا عبور کرده‌اند که آن زمان مسلماً بیش از چهل روز از واقعه عاشورای 61 گذشته بوده است. با این بیان، جمع بین نظر موافقین و مخالفین در این باره‌ امکان‌پذیر است.

کتابنامه اربعین تاکنون درباره اربعین امام حسین(ع)کتاب‌های مستقل فراوانی به رشته تحریر در آمده که‌ جدای از کتاب «تحقیق در باره اول اربعین حضرت سیدالشهداء(ع)»، تألیف شهید آیت‌الله سید محمدعلى قاضى طباطبایى،که اثری ارزشمند، تحقیقی، دقیق و بسیار مفصل پیرامون نخستین اربعین امام حسین(ع) و اثبات آن است می توان از : «تحلیل تاریخی اربعین حسینی»، از محمد فاضل، «اربعین حسینی» (پژوهشی در بازگشت اهل‌بیت از شام به کربلا) از محمدامین پورامینی، «فاجعةالاربعین» از شیخ حسن بلادى، «با خاندان وحی؛ از عاشورا تا اربعین» از حشمت‌الله قنبری همدانی، و «دانستنی‌های اربعین حسینی» از سید رضا اکرمی. نیز نام برد.